آراد نازدانه ی ما آراد نازدانه ی ما ، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 21 روز سن داره
عشق میان من و همسرم عشق میان من و همسرم ، تا این لحظه: 18 سال و 6 ماه و 11 روز سن داره
نيكان گليِ مانيكان گليِ ما، تا این لحظه: 8 سال و 28 روز سن داره

پسرانم آراد و نیکان

تا بماند به یادگار برای روزهای نوجوانی و جوانی عزیزانم از روزهایی که با عشق قد کشیدید و تک تک سلول های وجودمان رو لبریز از عطر خوش زندگی کردید

بازگشت به کار

سلام و صد سلام به میوه های زندگیم پسرانم آرادم و نیکان بله بالاخره روز موعود فرا رسید و بعد از تقریبا ده ماه امروز 98/04/19 چهارشنبه برگشتیم سرکار و تکه هایی از وجودم رو تو خونه جا گذاشتم. امیدوارم شروع دوران خوبی باشه و خدای مهربون هم بهم توان بده تا بتونم از عهده ی همه ی کارام به خوبی بربیام اول از اینکه عزیزانم رو به خوبی پرورش بدم و بعد هم وظایف خونه و بعد هم مابقی جریانات. راستش از این مدت بگم که تجربه ی خیلی شیرینی بود و کلی کیف کردیم از اینکه از تمام لحظات زندگی در کنار بچه ها للذت بردم و آرادم که تو این مدت حسابی به من وابسته شد و صدالبته خیلی مردتر و سر به راه تر و کلی هم بازی نیکان و آرامشی داشتند بچه ها که قابل وصف نبود. نیک...
19 تير 1398

عيد ٩٨

سلام به پسرانم كه اين روزها تكه هاي جدا نشدني وجودمان شده اند و من از ثانيه هايت بودن در كنارشون ن هايت لذت رو ميبرم و سلامي هم به دوستان گلمان   راستي سال نو مبارك و آرزو ميكنم كه براي هممون تو سال جديد بهترين هاي زندگي رقم بخوره و در كنار عزيزامون زندگي هام شيرين تر بشه.  ما همچنان در حال بزرگ كردن ميوه هاي وجودمان هستيم و از شما چه پنهان تمام وقت و تمام قد در اختيار خانواده هستيم و هر چند در اين ميان حمايت مادر جانمان كه مثل هميشه مثل كه پشت سرمان بوده و هست قابل ستايش است هر چند كيست كه بتواند قدردان اين همه مهرباني و گذشت و زحمت باشد. ولي خداييش مادر دو تا بچه بودن غيرقابل مقايسه ست با يه بچه. روزه...
20 فروردين 1398

روزانه هاي ما

سلام و درود فراوان به دوستان گلم  ويه سلام گل گلي به ميوه هاي وجودم و پسراي خودم اين روزها كه خانواده ي ما ٤ نفره شده حسابي مشغوليم و جايي براي سرخاراندن نداريم از طرفي مدرسه ي آراد كه هر روز صبح  ميشه و تا ظهر اونجا مشغوله از طرف ديگه هم كلاس هاي مشاعره اش كه پابرجاست و تقريبا وقتاي پسري رو پر كرديم تا حسابي مشغول باشه. تو پيش دبستاني همخيلي بهش خوش ميگذره و هر روز تقريب كلي برنامه هاي جور واجور دارن از اردوهاي بيرون مدرسه تا برنامه هاي داخل مدرسه  كلا همه چيزش خوبه و از اونجايي كه كلاسشون كاملا خصوصيه خيالم بيشتر راحته و ارزش اين همه هزينه كردن رو داشت كه حداقل دغدغه ي ذهنيم كم باشه بابت گل پس...
17 بهمن 1397

خانواده ي ٤ نفره ي ما

سلام و درود  تقريبا بعد از ٢ ماهي بازگشتيم و خدا رو سپاس كه دوران بارداري به سلامت گذشت و نيكان خان ما هم زندگيمان را از قبل شيرين تر و دلچسب  تر نمودند.  و اما از روزهاي بعد از مرخصي از اداره برايتان بگويم كه چند روزي را مشغول خريد وسايل و لباس و مايحتاج مدرسه براي آراد جانمان بوديم و پسرم كه حسابي ذوق و شوق داشت از طرفي قرار بود راهي مدرسه شود و از طرف ديگر هم منتظر ورود برادرش بود . اولين روز از مهر راهي مدرسه شد و هر روز ميلش بيشتر و بيشتر از روز قبل است. هر چند صبح ها خيلي سخت از خواب بيدار ميشه ولي مابقيش رو خيلي دوست داره. تو اين مدت آراد رو راهي كلاس نقاشي هم كردم كه به هواي ناديا مشتاقانه راهي كلاس ميش...
5 آذر 1397

روزهای شهریوری ما

روزهایمان می گذرد و کم کم چیزی نمانده تا خانواده ی کوچک ما 4 نفره بشود. خدا رو شکر که این دوره هم بسلامتی رو به پایان است و از وجود مهربان خودش میخواهم تا سختی این چند مدت را هم بر من آسان سازد و بسلامتی عضو چهارم خانواده هم به ما اضافه گردد. از احوالات خود بگویم که هر روز رو با کلی فراز و نشیب راهی اداره میشویم بماند که همسر جان هر روز بدون استثنا اول صبح شروع به سخنرانی می کند که چقدر بگویم نیازی به سرکار رفتن نیست چرا خودت را اینقدر عذاب می دهی . اینقدر خودت را اذیت نکن. اصلا سرکار رفتن به چه درد میخورد و ...... و من مصمم هر روز راهی اداره میشوم. خدا رو سپاس آرامشی دارم در محیط کار که این را مرهون جابجایی هستم ...
21 شهريور 1397

و باز هم تعطیلات خود را چگونه گذرانده اید - تیر ماه 97

سلام درود ما باز هم برگشتیم با کوله باری از خاطرات و اتفاقات عالی تعطیلات تاستانی امسال هم  شروع شد و قبل از اینکه بخواهد شروع شود پایان یافت و اینقدر که نفهمیدیم که کی تمام شد ولی خدا رو شکر همه چیز عالی بود و بر وفق مراد. پسرمان هم که خدا رو شکر دیگر مردی شده برای خودش و هر روز بزرگ شدنش رو را بیشتر از روز قبل احساس میکنم هر چند بعضی اوقات شیطنت های بچگانه اش را دارد و مادر را حسابی مورد لطف و عنایت خود قرار میدهد. از اوضاع و احوال خودمان بگوییم که با زهم به لطف خدا خوبیم و کج دار و مریز با این دوران طی میکنیم و تا زمانی که در خانه مشغول استراحت هستیم همه چیز طبق روال پیش میرود ولی تا یه...
13 مرداد 1397